بعد یه وقتایی هم هست که پاییز نزدیکه .. بوش میاد .. هوا خنک شده .. صبح با مامانت تو خونه تنهایی .. واست انار دونه میکنه و هوا هم ابریه .. بعد میشینین پشت پنجره و باهم انار میخورین و حرفای مادر دختری میزنین .. تو همین لحظه ست که یه نفس عمیق میکشی و عطر حضور مامانتو با تموم وجود حس میکنی و برای صدمین دفعه خدارو شکر میکنی واسه داشتنش ... :)