نوشتن از بعضیا و بعضی چیزا واقعا سخته مثل نوشتن از جناب آووکادو و وبلاگشون مثلا.

با کامنتی که لطف کرده بودن و برام گذاشته بودن راهی وبلاگشون شدم ، چندتایی از پستا رو که خوندم عجیب به دلم نشست. یک قلم گیرا که در عین فصاحت کلام ، ادبی و زیباست. پست هایی که فقط پست نیستن. که صدالبته از دل برمیان که به دل میشینن. بعد از خوندن چند پست تصمیم به خوندن بخش " درباره آووکادو " گرفتم تا بیشتر از این نویسنده ی خوش قلم بدونم .. خط اول متعجب و خط دوم متعجب ترم کرد. در واقع فکر نمیکردم ایشون یک آقا باشن و اینکه حتی خودمم نمیدونم چرا اما توقع یک سن بالاترو داشتم ، نمیئونم شاید پختگی قلم شون باعث چنین انتظاری شده بود. 

خوندن پست های احساسی و عاشقانه ی ی جناب آووکادو همیشه حال هرکسیو خوب میکنه بنظرم. پست هایی که پشتش کلی احساس و عشقه که با خوندن کلمه به کلمه ش درک میشه.

بعد از زیر و رو کردن آرشیو وبلاگشون که به تازگی یک سالش شده بیشتر پی به ویژگی های نویسنده که با شخصیت ، جدی و در عین حال با احساس هستن بردم. انتخاب عکس ها و آهنگ های زیبا و متناسب با پستی که میشه جذابیت نوشته رو برای خواننده های این وبلاگ صد چندان میکنه. 

از خدا واسشون یه عمر باعزت و طولانی میخوام که همچنان بنویسن و ما لذت ببریم :) 

+ ببخشید که نمیتونم مثل خوتون اونقدر خوب بنویسم اما با خوندن این پست وظیفه دونستم برگ سبزی تقدیم کنم .. 

++ و ببخشید تر بابت این دقیقه نودی بودنم .. هفته ی پیش به شدت درگیر بودم و نتونستم .. شرمنده :)  

بعدا نوشت : وقتی پستای دوستان درباره ی تولد وبلاگ جناب آووکادو رو میخونم از پست خودم خجالت میکشم :|