میخوام تبریک بگم روز پدری رو که نه فقط در حد حرف و شعار بلکه به معنای واقعی قهرمان زندگیمه.. پدری که خیلی زحمتمو کشیده و خیلی غصه مو خورده.. پدری که تاحالا میدونم خیلی اذیتش کردم اما هیچ وقت به روم نیاورده.. میخوام تبریک بگم روز پدرو.. پدری که اندازه ی یه سر سوزن راضی نیستم یه خار بره توی پاش.. پدری با نگرانی های زیرپوستی.. پدری با سخت گیری هایی که پشت پرده ش پر از مصلحت اندیشیه..پدری که با گرفتن دستش و رفتن توی آغوشش آرامش یه دنیا به قلبم.سرازیر میشه..  

بابام همیشه تمام سعی ش اینه که من خوشحال باشم.. اینو میدونم و گاهی میرنجونمش.. و چه بزرگواره که از همه ی اینا میگذره.. دل دریایی پدر خیلی دردا و ناراحتیا شاید داشته باشه اما توی همون دلش نگه میداره که یه وقت با گفتنش بقیه رو ناراحت نکنه.. امروز از صبح تا همین الانو از کنارش جم نخوردم.. باهم خیلی حرف زدیم.. مث دوتا رفیق.. از نگرانی و ناراحتیش گفت که هفته ی آینده باید منو تنها بذاره و با مامان و داداشم راهی سفر بشن واسه عمل داداشم.. نگران مریضی من و خوردن سر وقت داروهام.. نگران تنهایی و دلتنگیم.. نگران عمل داداشم.. نگران نگرانی های کل خانواده.. 

من این پد نگرانو عاشقم :)*  

شوخیاش و صدای خنده هاش اگه یه روز توی خونه نباشه دلم بد میگیره.. اون هفته ای یه بار فوتبال اونم وسط حال اگه نباشه اون هفته واسم میشه کسل کننده ترین هفته..  بابای من اگرچه 50 سال سنشه اما کودک درونش فکر کنم هنوز به 5 هم نرسیده :)))

+ میدونم همه ی این ویژگیایی که گفتمو همه ی پدرا دارن اما گفتن و نوشتن ازش حال خوب کنه :)   

++ خدا صبر بده به تموم اون بچه هایی که ازین نعمت محرومن.. به خصوص توی این روزا..   

+++ خدا همه ی پدرای عزیز رو صحیح و سالم و واسه بچه هاشون حفظ کنه :)

  ++++ رفتن به سرای سالمندان رو توی یه همچین روزایی از دست ندین.. صد برابر اون خوشحالی که نصیب اونا میشه، حال خوب به شما میرسه.. ممنون آقاگل از پیشنهاد فوق‌العاده تون :)