دو هفته ی فوق‌العاده سختو پشت سر گذاشتم.. دو هفته ای پر از استرس واسه یه دونه داداشم.. دو هفته ی پر از دلتنگی واسه مامان بابام.. دو هفته دوری از خونمون.. دو هفته ی سخت با برگشتن دردای معدم به روز اولش.. 

امروز اما خوشحالم.. امروز توی راهن و دارن برمیگردن.. امروز خوشحالم چون از دیشب دارم جواب اس ام اس ها و تلفنای تبریک تولدمو میدم.. حس خوبیه بببنی هنوز فراموش نشدی و تاریخ تولدت توی ذهن دوستای نازنینت و اقوام هست هنوز :)

روز تولدمه و من بهترین هدیه ی روز تولدمو از خدا میدونم که داداشم داره با سلامتی کامل بعد عملش برمیگرده :)  

یکسال دیگه هم گذشت.. حال مرا امسال زیباتر کن.. تو و فقط تو ای خدای من..