" خوبی ؟! " چه سؤال مبهمی .. سؤالی که اغلب منظور دیگه ای پشتشه نه صرفا پرسیدن حالمون...
و جوابی مبهم تر ، " آره خوبم " .. جوابی که به ندرت واقعیت داره ، خوبمی که پشتش شاید کلی ناخوشی باشه. حالی که شاید داغون تر از هر وقت دیگه ای باشه اما وقتی مجالی پیدا نشه واسه گفتنش ؛ توی یک کلمه ی " خوبم " خلاصه میشه. 
مثلا شاید دوستی بعد از مدت ها تو اوج بد بودن حالت بهت پیامی بده با این مضمون که : " سلام خوبی ؟! " .. البته بنظرم نباید با این پیام خوشحال شد بلکه باید منتظر پیام بعدی بود برای درخواست چیزی. 
اصلا انگار تکیه کلامی شده برای مردم که بعد از سلام این سؤالو میپرسن و نمیدونن که تورو مجبور به دروغ گفتن میکنن گاهی .. 
چقدر تو این مواقع آدم دلش میخواد که یکی باشه تا بتونی پشت پرده های خوبمی که تحویل بقیه میدی رو باهاش درمیون بذاری .. مثلا یه خواهر که البته من ندارم :(
اگه همچین کساییو دارین خیلی قدرشو بدونین :) 
++ موقع نوشتن این پست اصلا حالم بد نبود .. این مربوط میشد به یه هفته ی پیش که فرصتی نشده بود برای نوشتنش :)