توی اینستاگرام میچرخیدم که این پستو دیدم.. به راست و دروغش کاری ندارم ( البته نظرم اینه که راسته :دی)   ولی خیلی واسم جالب بود.. حتی ذهنمو یکم مشغول کرد.. که مثلا این مرد خبر داشته تا چند دقیقه ی دیگه میمیره و میخواسته به دوستان مجازیش خبر بده یا نه مثل همه ی ماها ( دور از جون البته :دی)  داشته روزانه نویسی میکرده و یهو این اتفاق واسش افتاده.. وقتی مخاطبای وبلاگش این پست رو دیدن چی فکر کردن ینی؟  اصلا به ذهنشون رسیده که این اتفاق واسه نویسنده افتاده؟  

راستش این اتفاق ینی مردن در حین پست گذاشتن رو واسه خودم تصور کردم.. تو ذهن من اینجوریه که وقتی دارم درمورد یه موضوعی که خیلی آزارم داده و عصبیم کرده و در حالی که از شدت درد میگرن سرم داره منفجر میشه و فشار خونمم زده بالا دارم از دوستای وبلاگیم میخوام که واسم دعا کنن.. ولی یهو یه سکته ی کامل مغزی و قلبی باهم اتفاق میفته و سرم میفته روی کیبورد و تمام :))

ولی از طرفیم به این فکر میکنم که اگه یه روز بمیرم.. نه اینطوری که دوستان وبلاگی متوجه بشن.. و مثلا حدود چندین ماه پست جدید نذارم کسی حدس میزنه این اتفاق افتاده باشه؟  اصلا روشن نشدن دوباره ی ستاره ی وبلاگم احساس میشه؟  به فضای خاک گرفته ی وبلاگم کسی سر میزنه؟  اینا همه سوالایی بود که با فکر کردن به مرگ برام پیش اومد و البته جواباشو نمیدونم :))

+ المیرا ولی همشهری منه.. از مرگم حتما خبردار میشه.. المیرا وصیت میکنم تو وبلاگت اعلام کنی که من مردم :)))

++ راجع به عکس هم یه چیز دیگه اینکه.. واقعا این آقاهه که مرده پس کی منتشر کرده این پستو؟!  :| 

+++ بعد اینکه آقاهه رو از روی کیبورد بلندش کردن پنلش باز بوده دیگه.. کامنتای جدید چی بوده ینی؟!  [اون شکلک متفکره تو تلگرام]  :دی