خیابون اصلی که خونه ی ما توشه یه خیابون عریضه و گاهی که شلوغه رد شدن ازش سخته خصوصا که ماشینا هم گاهی سریع رد میشن.. اما ناگفته نماند که پل عابر پیاده هم داره ولی خب معمولا بلااستفاده است! 

دیشب توی ماشین نشسته بودم و منتظر بابام بودم که خریدشو بکنه و بیاد.. داشتم به خیابون و آدما نگاه میکردم.. دیدم چند نفر موقع رد شدن از خیابون میدویدن که ماشینی که میاد بهشون نزنه اما حاضر نبودن خیلی راحت از پل عابر پیاده استفاده کنن.. تو همین موقع بود که یه چیزی نظرمو جلب کرد.. واقعا بنظرم جالب بود.. یه گربه اومد و خواست که از خیابون بره اونطرف.. چند دفعه هم تا وسط خیابون رفت اما دوباره برگشت.. یه مدت همون اطراف میچرخید.. و آخر هم از پله های پل بالا رفت و از خیابون رد شد!! 

خواستم بگم یه گربه حتی بیشتر از ما برای جونش ارزش قائله و خطر رو نمیپذیره.. ولی ما..... !