کلاسای تعلیمی رانندگی رو اولاشو با شوق و ذوق و 5-6 جلسه ی آخرو به زور و بدبختی تموم کردم.. آخراش واقعا خسته شده بودم.. خصوصا که دو جلسه توی هر روزی میرفتم ینی هم صبح و هم عصر که زود تموم بشه :)) 

مشکل همراه هم نداشتم ( چون قانونشونه که وقتی با مربی مرد برمیداری باید همراه داشته باشی)  چون با دوستم باهم رفته بودیم و پشت سر هم بود نوبتمون.. ینی من همراه اون و اون همراه من :)) فکرشو بکنین.. 3 ساعت صبح تو ماشین بودم.. 3 ساعت عصر -___- 

جلسات تعلیمی تموم شد و رسیدم به آیین‌نامه اصلی.. ساعت 7 و نیم صبح توی آموزشگاه بودیم دیگه.. ولی تا ساعت 8 و نیم سرهنگ محترم تشریف نیاورد و بعدشم انقد طولش داد که ساعت 9 تازه امتحانو شروع کرد.. بماند که چققققدر بداخلاق بود و چجوری باهامون صحبت میکرد.. مثلا موقعی که میخواست کارت ملی و عکسو اینارو چک کنه.. با یه صدای بلند و لحن خیلی بد صدام زد : جمهوری.. گفتم بله؟  گفت بیا جلو دیگه ( بازم یا همون لحن)  بعدشم که چک کرد و اینا گفت برو بشین سر جات.. زووود :/ 

امتحان تموم شد و بدون غلط قبول شدم و بعد از اینکه تموم کارارو انجام داد.. موقع خارج شدن از کلاس با صدای کمی بلند که متوجه بشه گفتم : فکر کردن کین که به خودشون اجازه میدن هرجور دلشون خواست با بقیه صحبت کنن؟  -__-  :دی 

میترسم به این سرهنگی که فردا میخواد ازم تو شهری امتحان بگیره سفارش کرده باشه که این دختره رو ادب کنی :))) 

بابام گفته اگه فردا که دفعه اوله امتحان میدی قبول شدی 500 هزار تومن پول بهت میدم ( که همین واسه من پول دوست شده انگیزه واسه قبول شدن :دی)  و اینکه ماشینم روزای هفته رو تقسیم میکنیم که کی دست من باشه و کی دست تو :))) 

متاسفانه هنوز نتونستم راضیش کنم واسم ماشین بخره.. میگه زوده.. میزنی به در و دیوار :|  :دی