با چنان اعتماد به نفسی رفتم آموزشگاه واسه امتحان که هرکی منو میدید فکر میکرد شوماخرم :دی

همه چیز خوب پیش میرفت تا وقتی که نوبتم شد و باید پشت فرمون مینشتم .. وقتی نشستم انگار تازه افسرو دیدم و اون موقع بود که استرس افتاد به جونم .. با اینکه خیییلیی خوب و مهربون بود !! موقع پارک دوبل پام روی کلاچ میلرزید و و صدا میداد :)) 

پارک دوبلمو رفتم و دنده عقبم رفتم .. از هیچی ایراد نگرفت .. وقتی گفت پیاده شو فکر کردم دیگه قبولم و اون 500 تومنو به جیب زدم اما در کمال تعجب دیدم نوشت مردود و پرونده رو داد دستم : 

وقتی توشو نگاه کردم دیدم دلیلشو نوشته عدم تسلط به اعصاب -__- 

استرس همه جا تاحالا کار دستم داده .. اینم یه نمونه ی دیگه ش !  

+ حالا البته من که غصه نخوردم واسش و هفته ی دیگه بازم با اعتماد به نفسی شوماخر وار میرم امتحان بدم :))) 

++ 500 تومن پول بوداااا .. میخاسم به افسر بگم حالا تو منو قبول کن .. پوله نصف نصف :)))