یه هلوی تیکه شده که بهت چشمک میزنه توی بشقاب روی میز آشپزخونه باشه و تو خوشحال از اینکه داداشت ندیدتش سریع بری بخوریش.. دقیقا وقتی که آخرین تیکه رو میخوری مامانت بیاد و بگه " عه مامان جان این هلویی که اینجا بود چی شد؟  یه کرم توش بود "  بعد تو با تعجب بپرسی "کرم؟؟  " مامانتم با شوخی و خنده بگه " آره کرم تپل مپلی هم بود " 

+ چندین دفعه حالم بد شده ازون موقع -__- 

++ هی فکر میکنم الان ینی کجاس؟!  :/