1. اگر شکست عشقی در کره ی ماه باشد دختربچگانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت :دی 

والا بس که این روزا هرکسی میاد ناله سر میده از تموم شدن یه رابطه ی مسخره که خودشون اسم " عشق " میذارن روش .. دختربچه های 12-13 ساله که الان باید پی درس و مشقشون باشن :/ 

2. پسرخاله م یه عالمه عکس از سفر تفریحیش به گرجستان میذاره تو اینستاگرامش .. بعد خاله م اون روز تو خونه ی ما ناله سر میداد از دوری از پسرش و اینکه تو تهران تنها زندگی میکنه و سرکار میره و ماهی چقدر اجاره خونه میده و اصلا از باباشم کمک نمیگیره و این حرفا خلاصه .. بعد منم گفتم آره دیگه خرج زندگی و اجاره خونه خودش کم نیست خرج سفر گرجستانشم هست :|  :دی .. خاله م خیلی ناشیانه بحثو عوض کرد :)) 

3. امروز عصر دخترخاله های مامانم که تابحال نیومدن خونمون میخواستن بیان .. واسه همین از صبح مثل کوزت دارم همه جا رو میسابونم و جارو میکشم و اینا .. خیلی مسخرست که داداشم با اون سن و با اون هیکلش فوبیای جاروبرقی داره و وقتی کسی میخواد توی خونه جارو کنه یا میره بالا یا هم توی حیاط میشینه تا تموم بشه .. واسه همین فوبیای مسخرست که همیشه جارو کردن خونه رو با بابام تقسیم میکنیم :دی .. ولی من همیشه معتقدم که داداشم دروغ میگه و فقط میخواد از زیر کار در بره .. به مامانم میگم اگه اینجوریه پس منم فوبیای گردگیری دارم :| 

خلاصه که جارو کشیدم و با وجود غرغرای مامانم اومدم توی اتاقم چون هیچ علاقه ای به حضور توی جمعشون ندارم و ترجیح دادم خودم رو دعوت به دیدن چند قسمت از یه سریال و یه سینمایی بکنم :)) 

4. این پاندای جیگری که روی آواتارم میبینید خیلی خیلی دوسش دارم و اگه حتی شرایطش بود به فرزندی قبولش میکردم :دی

 اصلا این موجود سیاه و سفید تپل جیگرو مگه میشه دوست نداشت ؟ ^__^

بعد از تمساح دومین حیوون مورد علاقم پانداعه ^__^  به مامانمم حتی گفتم من میخوام مهریه م رو سه تا پاندا بذارم :))