نمیدونم چی بنویسم و از کجا شروع کنم؟!  تقریبا جزو اولین وبلاگایی بود که میخوندمش.. و بنظرم یکی از بااخلاق ترینا بود.. اینو من نمیگم.. فکر کنم هر بلاگری که تابحال حتی یه دفعه وبلاگشو خونده باشه متوجه شده.. و میزان محبوبیتش هم از پستایی که دوستان واسه رفتن یهوییش میذارن مشخصه! 

خیلی خیلی شوک بدی بود.. واسه منی که از دیشب حال روحی نه چندان خوبی داشتم که باید بگم یه خبر افتضاح بود.. حجم ناراحتی شب پیش و این شوک شده دلیل این بغض الانم!  

ما بلاگرا با وبلاگامون.. با نویسنده ی وبلاگایی که دوسشون داریم.. ما با اینا زندگی میکنیم.. و یه بخش مهمی از زندگیمونو باهاشون میسازیم.. خراب شدن یهوییش حالمونو خراب میکنه.. فقط امیدوارم پستایی که بچه‌ها واسش میذارن رو ببینه و بدونه همه ناراحت شدن از رفتنش... 

و جمله ای که اصلا دوست نداشتم بنویسمش : 

موفق باشی مترسک عزیز، دوست بااخلاق، و خداحافظ ( امیدوارم موقتی باشه)