پنجشنبه با کارت هدیه و دسته گلی در دست و تیپی رسمی به جلسه ی دفاع پایان نامه ی دخترعمه جانمان رفتیم :دی 

راستش اولین بار بود که در یک جلسه ی دفاع شرکت میکردم و نمیدانستم چه اتفاقی انتظارم را میکشد!  قبل از اینکه وی پشت تریبون حاضر شود به بنده امر کرد که وسایل پذیرایی را روی میز جلوی اساتید بچینم ( خدایی چرا انقد پذیرایی مفصل میکنن؟!  -__-)  و بعد هم گوشی به دست نشستم و عکس و فیلم های متعدد از شخص مدافع (!) گرفتم :دی 

موضوع مربوط به نارسایی نوشتن بچه‌های ابتدایی یا یه همچین چیزی ( که یادم نمیاد واقعا)  بود.. در حین توضیح دادن اساتید گیر هایی میدادند ولی شخص مدافع که دخترعمه ی اینجانب نیز بود با اعتماد به نفس جواب میداد.. فقط سر یک موضوع با داور کنار نمی آمدند که آن هم استاد راهنمایش به دادش رسید :)) بعد از اینکه تمام شد همه ی حضار را با عرض معذرت بیرون کردند تا برای اعلام نمره مشورت کنند! بگذریم از بدترین قسمتش که همین منتظر بودن پشت در بود و تماشای اساتید محترم از لای در که داشتند به بهترین نحو ممکن از خودشان پذیرایی میکردند :| 

در باز شد و به داخل دعوت شدیم و اندکی قبل از جان به جان آفرین تسلیم کردن حضار نمره ی کامل را که برای مدافع در نظر گرفته بودند، اعلام کرده و باعث بالا آمدن نفس جماعتی شدند :))  حالا نوبت من بود تا با دسته گل و کادو وی را در آغوش بگیرم و تبریکات فراوان عرض کنم :دی 

+ دیشب هم به پاس زحماتم و حضورم و موفقیت وی به محفل شامی دعوت شدم :دی