تابحال احساس کردین که توی جایگاه اشتباهی هستین ؟ که اینجایی که هستین اونی نبوده که فکرشو میکردین و همیشه توی رویاتون داشتین ؟ 

امروز وقتی داشتم با سرعت رانندگی میکردم و دیرمم شده بود یهو به خودم گفتم این که چیزی نیست که میخواستی .. چیزی نیست که آرزوشو داشتی .. پس چرا داری انقد واسش تلاش میکنی و میجنگی ؟ چرا نگران به خطر افتادن این جایگاهی هستی که نمیخواستیش ! تا وقتی که رسیدم ، بهش فکر کردم .. اولش با خودم گفتم خب مجبور بودی و انتخاب دیگه ای نداشتی .. علاقه چی ؟ علاقه داشتم ؟ آره علاقه داشتم و دارم ولی انگیزه ؟ نه .. انگیزه ش رو ندارم .. انگیزه ی اینکه یه جایگاه و یه هدف بالایی واسه خودم متصور باشم و بخوام که بهش برسم ! 

اتفاقا موضوع بحث کلاس هم همین بود .. انکیزه ، هدف و علاقه .. خیلیا نظرشون این بود که علاقه میتونه انگیزه رو به دنبال داشته باشه .. ولی واقعا میتونه ؟ میتونه فکرتو از چیزی که میخواستی ولی ازش فاصله گرفتی دور کنه ؟ شاید باید خیلی قوی باشه .. شاید باید قویش کنم .. باید بهش پر و بال بدم .. شایدم یه جایی نتونستم و تصمیم گرفتم راهمو عوض کنم .. فعلا واسش تلاش میکنم و بخاطر اون غلاقه ای که دارم ادامه میدم ^_^